Here’s a list of Persian (Farsi) translations for “Job lot”:

یک دسته (یا محموله و غیره) کالا (که یک جا فروخته می شود)

(کالا و غیره) دسته، مجموعه (به ویژه از جنس نامرغوب)

Lot

قرعه، قرعه کشی

سرنوشت، قسمت، بخت، اقبال

(زمین) قطعه، قواره، بخش، جا

(گورستان) زمین قبر

(چیز یا انسان) دسته، گروه، مجموعه، فقره

(عامیانه – بیشتر جمع) بسیار، خیلی، یک عالمه، یک دنیا

(انسان) نوع، قسم، جور

(فیلمبرداری) استودیو و زمین های اطراف (که در آن فیلمبرداری می کنند)، پرهون فیلمبرداری

(زمین یا اشیا و فراورده ها) به قواره یا قطعه یا بخش تقسیم کردن، دسته بندی کردن 0

(نادر) سهمیه دادن، سهم دادن، حصه کردن، نصیب کردن

Lot (2)

(انجیل) لوط

Job

کار، شغل، دخش، ورزه

انجام کار (یا وظیفه یا قرارداد)

مقام، موقعیت شغلی، سمت، پیشه

(عامیانه) تبهکاری، سرقت، کار خلاف

(عامیانه) قضیه، رویداد، موضوع، ماجرا، چیز

(انگلیس : عملی که ظاهرا به خاطر منافع همگانی و ملی ولی باطنا به خاطر منافع شخصی انجام می شود) سواستفاده، زد و بندکردن، بند و بست

کار کنتراتی، مقاطعه، کارچاق کنی، مزدکاری، بنکداری

کار قراردادی انجام دادن، مقاطعه کردن، مقاطعه کاری کردن، کار چاق کردن، مقاطعه ی عمده پذیرفتن (و به مقاطعه کاران فرعی واگذار کردن)، واسطه کاری کردن

عمده فروشی کردن (از تولیدکننده خریدن و به فروشگاه ها فروختن)، بنکداری کردن 0

کار سخت، عمل شاق 1

به مقاطعه دادن 2

(اسب یا کالسکه و غیره) کرایه کردن یا دادن 3

گول زدن، حقه زدن، بامبول سوار کردن

Job (2)

(انجیل)

ایوب

کتاب ایوب (مخفف آن : Jb)

Job (2)

 

Definitions, Meanings, Synonyms and Antonyms of “Job lot

Use “Job lot” in a sentence | Job lot” sentence examples.