Here’s a list of Persian (Farsi) translations for “French leave”:

وداع فرانسوی (عزیمت بدون خداحافظی یا بدون اجازه)، جیم شدن

Leave

(باقی) گذاشتن، جا گذاشتن، باقی ماندن

گذاشتن، هشتن، قرار دادن

(از خود) به جا گذاشتن

واگذار کردن، واگذاشتن، به ارث گذاشتن

(با: to یا up) به عهده ی کسی گذاشتن

(حساب – تفریق) ماندن، شدن

نپذیرفتن، قبول نکردن، رد کردن

ترک کردن، رفتن، عزیمت کردن، راهی شدن

ول کردن، رها کردن 0

… کردن 1

(محلی) اجازه دادن

Leave (2)

اجازه، رخصت، دستوری

مرخصی

مدت مرخصی

Leave (3)

برگ آوردن، برگ دادن، برگدار شدن

French

زبان فرانسه

(معمولا F کوچک – انگلیس) ورموت سک

(وابسته به کشور فرانسه و مردم و فرهنگ و زبان آن) فرانسوی

(معمولا F کوچک)گوشت استخوان را تراشیدن (به ویژه گوسفند و گوساله)

(لوبیا سبز را) به صورت باریکه باریکه بریدن، نواره کردن

Leave-taking

خداحافظی، وداع، بدرودگویی، بدرود

Sabbatical leave

مرخصی شش ماهه یا یک ساله (با تمام یا نصف حقوق – هفت سال یک بار به استادان دانشگاه می دهند تا به پژوهش یا یادگیری بیشتربپردازند)

Shore leave

(نیروی دریایی) مرخصی (در ساحل یا خشکی)

Sick leave

مرخصی استعلاجی، مرخصی بیماری

Shore leave

 

Definitions, Meanings, Synonyms and Antonyms of “French leave

Use “French leave” in a sentence | French leave” sentence examples.